چقدر طولانی ام وقتی به من اضافه می شوی.دستانت حلقه ایست برای دار زدن بوسه هایم
About Me
کدامین چشمه سمی شد که آب از آب می ترسد؟ وحتی ذهن ماهیگیر... از قلاب می ترسد؟ کدامین وحشت وحشی؟ گرفته روح دریا را؟ که طوفان از خروش و موج از گرداب می ترسد؟ گرفته وسعت شب را غباری آنچنان مبهم که چشم از دیدگاه و ماه از مهتاب میترسد... شب است و خیمه شب بازان و رقص وحشی اشباح مژه از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب می ترسد.... می ترسد...
............................ انتشارات فرآگاه در جهت زنده کردن تمام شعر ها و احساساتی
که در کاغذ های خاک خورده دارد دفن می شود
قصد دارد تا جهت چاپ شعر ها /داستان ها و ترانه های
شما عزیزان(چه در تهران و چه شهرستان ها) با شما همکاری نماید.
ضمنا تسهیلاتی برای چاپ کتب دانشجویان در نظر گرفته شده است.
بنده بعنوان عضو کوچکی از این انتشارات منتظر تماس هایتان هستم: